جهان ملک خاتون

شعر 8 | به حسرت ببردش ز دنیای دون

به حسرت ببردش ز دنیای دون

به عقبی بود نیکیش رهنمون

مریزا گل رویش اندر مغاک

به فردوس اعلی برش جان پاک

فراموش گردان جهان بر دلش

پر از عنبر و مشک گردان دلش