غزل 13 | کی دست ز دامنت بدارم
کی دست ز دامنت بدارم
صد بار زنند اگر بدارم
بالای تو کربلاست ای کاش
میگشت پر از بلا کنارم
دستم نرسد چو خط بر آن زلف
بر باد اگر رود غبارم
دل پیش تو باختم به یک خال
بنگر چه حریف خوشقمارم
جان در نبرم ز چشم مستت
در کار خود ار چه هوشیارم
در کیش تو گر وفا گناه است
بیش از همه من گناهکارم
از عشق سپید رویت آخر
دانم سیه است روزگارم
جیحون به لب تو گشته مشتاق
یعنی که به لب رسیده جانم
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}