غزل 242 | از کوی تو تا کلبه ی ما فاصله ای نیست
از کوی تو تا کلبه ی ما فاصله ای نیست
محتاج به رنج قدم و راحله ای نیست
بشاب اگر می روی ای لخت دل از جای
امروز به از اشک روان قافله ای نیست
ماییم که از چرخ ننالیم وگر نه
این جام به اندازهٔ هر حوصله ای نیست
کی سر زند از جیب بیابان محبت
بر تارک خاری که گل آبله ای نیست؟
از دودهٔ ارباب کرم فیض رسانی
جز تاک درین کهنه سرا سلسله ای نیست
قدر گهر و سنگ به میزان تمیز است
گر خوار شدستم، ز عزیزان گله ای نیست
خود گوش کن امروز حزین آنچه سرایی
جز فهم سخن سنج، سخن را صله ای نیست
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}