رباعی 42 | یک وعده که نیم عشوه بد یار نداد

یک وعده که نیم عشوه بد یار نداد
در گلشن وصل خود مرا خار نداد

بر تخت دلم به پادشاهی بنشست
پس مردمک چشم مرا بار نداد