رباعی 186 | دردت ز دلم بدر نمی داند شد

دردت ز دلم بدر نمی داند شد
وین سوز تو از جگر نمی داند شد

نزد تو به سر دوان بیایم چکنم
چون بی تو مرا به سر نمی داند شد