رباعی 186 | دردت ز دلم بدر نمی داند شد
دردت ز دلم بدر نمی داند شد
وین سوز تو از جگر نمی داند شد
نزد تو به سر دوان بیایم چکنم
چون بی تو مرا به سر نمی داند شد
دردت ز دلم بدر نمی داند شد
وین سوز تو از جگر نمی داند شد
نزد تو به سر دوان بیایم چکنم
چون بی تو مرا به سر نمی داند شد
{{ metaLine }}
موردی نیست.
کتابخانهٔ آنلاین شعر فارسی است؛ هر شاعر صفحهٔ خودش را دارد و فال حافظ جداست.
از منو یا صفحهٔ فال حافظ یک غزل کامل تصادفی باز میشود.
از فهرست همین صفحه یا جعبهٔ جستجو.
{{ poet.description }}
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ card.plain_text }}
{{ falShareMsg }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ easyReadI + 1 }} / {{ couplets.length }}
{{ line }}
پایین، چپ یا فاصله: بیت بعد · بالا یا راست: بیت قبل · خروج: بستن
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}