غزل شمارهٔ ۱۵۴ شاه نعمت‌الله ولی | کتاب غزلیات

در گوشهٔ میخانه کسی را که مقام است
ناقص نتوان گفت که او رند تمام است

از روز ازل تا به ابد عاشق و مستیم
خود خوشتر از این دولت جاوید کدامست

با ساقی رندان خرابات حریفیم
دائم بود آن ساقی و آن عشق مدام است

بی نام و نشان شو که درین کوی خرابات
بی نام و نشان هر که شود نیک به نام است

می نوش می عشق که پاکست و حلالست
این می نه شرابیست که در شرع حرام است

خوش جام حبابی که پر از آب حیاتست
مائیم چنین همدم و پیوسته به کام است

سلطان جهان بندهٔ سید شده از جان
این بندهٔ آن خواجه که در عشق غلامست