غزل شمارهٔ ۲۹۵ شاه نعمت‌الله ولی | کتاب غزلیات

درد دل ما دوای جان است
رنج غم او شفای جان است

یک جرعه ز دُرد درد جانان
والله که دوصد بهای جان است

ساقی قدحی به عاشقان ده
ز آن باده که از برای جان است

جان گرچه گدای کوی عشقست
سلطان جهان گدای جان است

در نه قدم و ز سر میندیش
چون خلوت دل سرای جان است

صد جان به فدای عشق جانان
گرچه دو جهان فدای جان است

جائی که مقام سید ماست
ای راحت جان چه جای جانست