ابوسعید ابوالخیر

رباعی 377 | شوخی که به دیده بود دایم جایش

شوخی که به دیده بود دایم جایش

رفت از نظرم سروِ قد رعنایش

گشت از پی او قطره‌زنان مردمِ چشم

چندان که ز اشک آبله شد بر پایش