غزل 57 | شام از طرب رخت سحر گردد
شام از طرب رخت سحر گردد
زهر، از مدد لبت شکر گردد
از عشق غلامی تو هر ماهی
سر تا به قدم همه کمر گردد
خورشید اگرچه داشت ناموسی
در دور تو کارهاش برگردد
چون دایره گرد نقطهی لعلت
در میگردم اگر نه برگردد
دفعش بکنم چو زور و زر باشد
گر طبع تو گرد شور و شر گردد
از تنگدلی به دست حال من
ور مردمیام از این بتر گردد
در عشق تو سیم خشک میباید
تا کار بدان چو زرّ تر گردد
منظور جهان اثیر در عشقت
شب هست که از در نظر گردد
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}