شعر 10 | به بلبل گفت بشنو تا چه گویم
به بلبل گفت بشنو تا چه گویم
حدیثی خوش گذشته باز جویم
جوانان گر ببوسند دست پیران
به پیری پای بوسندش امیران
چو مینامد به صد لطف و به صد ناز
چو ترکان یا ز تندی کرد آغاز
بزد چنگال و او را در هوا برد
به چنگالش دو سه نوبت بیفشرد
چو بلبل دید کار از دست رفته
ز پای افتاده یار از دست رفته
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}