شعر 42 | این سخن باشد بقول مصطفی
این سخن باشد بقول مصطفی
طوف او هفتاد حج دارد بها
همچو عطّارم کمین هندوی او
مرغ روحم زایری در کوی او
فخر من این است کز شهر توام
خادمی سرگشته از بهر توام
فخرانسان خود بملک و جاه نیست
غیر را در پردهٔ دل راه نیست
هست این پرده میان ما و حق
ورنه دارم ملک معنی زیر دلق
من سبق را از علی آموختم
جوهر و مظهر از او اندوختم
جوهرو مظهر ز معنیهای اوست
کاندرین دنیا چو روی او نکوست
ای ترا روئی بهر انسان شده
عالمی در روی تو حیران شده
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}