شعر 27 | چار چیز آمد نشان مُدْبِری
چار چیز آمد نشان مُدْبِری
یاد گیرش گر تو روشن خاطری
مدبری باشد به ابله مشورت
هم به جاهل دادن سیم و زرت
هرکه پند دوستان نکند قبول
در حقیقت مدبرست آن بوالفضول
هر که از دنیا نگیرد عبرتی
هست از آن مدبر، جهان را نفرتی
مشورت هر کس که با ابله کند
دیوِ ملعونش سگِ گمره کند
آنکه مال خود دهد با جاهلان
آنچنان کس کی شود از مقبلان؟
زر چو ابله را همیآید به کف
میکند اسراف و میسازد تلف
نشنود از دوست ابله پند را
از جهالت بگسلد پیوند را
عبرتی گیر از زمانه ای جوان
تا نباشی از شمار ابلهان
هرکهرا از عقل آگاهی بود
نزد او ادبار گمراهی بود
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}