سام میرزا صفوی — صحیفهٔ دوم در ذکر سادات و علما
142 گفتار · 492 بیت
فصلها
- صحیفهٔ اول : در ذکر سادات رفیع الدرجات (119 گفتار · 0 بیت)
- صحیفهٔ دوم - در ذکر علماء (23 گفتار · 0 بیت)
گفتارها
- شعر 1 | از اولاد شاه نورالدین نعمت الله است که از غایت شهرت احتیاج به تعریف ندارد
- شعر 1 | از اکابر یزد است و مسقط الرأسش قصبه میبد است در اوان جوانی بشیراز رفته نزد علامه دوانی تحصیل نموده و در اکثر علوم خصوصا اقسام احکام حکمی فیلسوف و در میان همگنان بصفت عالی رتبت انی
- شعر 2 | از اکابر سادات و نقبای اصفهانست و مدتی مدید در شهر مذکور بامر قضا اشتغال داشتی و در سنه ثلاثین و تسعمایه در امر صدارت حضرت صاحبقران مغفور با امیر جمال الدین محمد صدر استر آبادی شیر
- شعر 2 | ارسطوی ثانی بلکه افلاطون یونانی است شرح تجرید و تفریدش از تعلیق حواشی اهل توصیف و تحقیق مستغنی از بیان و جلالت قدرش از غایت اضایت اشراق انوار ذاتش از بسط و تطویل بی نیاز
- شعر 3 | از جمله سادات و نقبای اصفهان است و در فقه و سایر علوم سرآمد علمای زمان خود است و در عنفوان جوانی بشرف طواف بیت الله الحرام و سیدالاأنام علیه الصلوه و السلم و سایر ایمه دین صلواه ال
- شعر 3 | عامل کامل و نکته دان فاضل بود کواکب فضایل نفسانی از مطلع آن معلم ثانی طالع و انوار تجرد در اکثر فنون و مقاصد علوم از مواقف تألیف تحریرش ساطع در اوایل حال و جوانی در خدمت حضرت ارشاد
- شعر 4 | سید دانشمند خوش طبع پاکیزه روزگار بود و طبع زیبای او صراف در معانی و لطف عمیمش چاره ساز فقیران بوادی پریشانی اصل وی از شکراب ری است و والد او میر عز الدین یوسف در ایام سلطان حسین م
- شعر 4 | بزیور فضایل نفسانی و حلیه کمالات انسانی محلی است تحریر قواعد شرایعش تبصره المتعلمین خواص و عوام و ارشاد و دروس حقایق مأنوسش تذکره ی فقهای ایام و علمای انام مدت مدید در عتبات عالیات
- شعر 5 | ولد حضرت امیر جمال الدین صدر است در کسب فضایل و تقوی و طهارت دقیقه ای فرو نگذاشتی ودر سخاوت و کرم و صرف دینار و درم اقتدا بایمه دین صلواه الله علیهم اجمعین مینمودندی بعضی اوقات در
- شعر 5 | اصلش از دار السلام بغداد است و از امیر زاده های کریم النهاد آنجا و سلسله نسبش بآل برمک متصل و مثل هذامن برکه البرامکه مصداق حال آن سر دفتر افاضل اطلاق لفظ امیر باو از رهگذر امارت ا
- شعر 6 | فرزند ارجمند و خلف سعادتمند قاضی جهانست و در علو فطرت و سخا و همت از نوادر زمان سلسله نسبش از رتبت و زیب سر لوحه بیان و تذهیب مستغنی است مصرع ای تو مجموعه خوبی ز کدامت گویم شرف ذا
- شعر 6 | عالم کامل و شاعر فاضل است اکثر علوم خصوصا کلام و فقه را ورزیده در بحث علمی و فصاحت بی نظیر زمان و در شعر و انشاء یگانه دوران اما بسیار بی طالع افتاده و گوییا فلک کجرفتار ناسازگار غ
- شعر 7 | مسمی ابطحی کربلایی از نجبا و نقبای آنجاست اما پدران ایشان بخراسان آمده در سبزوار ساکن شده اند و او سیدی آدمی وش و فانی مشرب نفس الأمری است و بغایت متعبد و متقی و در شعر شناسی هم مس
- شعر 7 | مولدش لاهیجان گیلان است در محلی که صاحبقران مغفور در آنجا تشریف داشته اند بملازمت ایشان بعزم جهانگیری علم برافراخته در ابتدای ظهور دولت این دودمان عظیم الشان منصب صدارت ممالک محروس
- شعر 8 | برادر شاه قوام الدین نور بخشی است بسی درویش و فانی مشربست خالی از طالب علمی نیست و بشرف حج و زیارت مرقد مطهر حضرت پیغمبر و ایمه دین صلوات الله علیهم اجمعین مشرف شده و در شعر گفتن ذ
- شعر 8 | اصلش از شیراز است و از عظمای اطبای عمر خود بیمن نفس و سعادت قدم مشهور و ممتاز از جمله شاگران نجیب مولانا صدرالدین علی طبیب است از شیراز متوجه کاشان گشته در آنجا توطن فرمودند و در
- شعر 9 | موسوی است در اوایل حال بطلب علم مشغول بود اما عاشقی زود او را از آن کار باز آورد و بسیار خوش صحبت و خوش خلق بود و در نزد اهل قبضه بسیار مسلم بود مدتی احتساب ممالک محروسه نواب حضرت
- شعر 9 | ولد رشید حکیم مذکور است نفس نفیسش تریاق فاروق داروخانه فاذا مرضت فهو یشفین و قدم شفا اثرش نجات بخش ما هو شفاء و رحمه للعالمین در علم طب ید بیضا داشت و در علم حکمت نفس مسیحا در فضای
- شعر 10 | از جمله سادات جنابد خراسانست و در طهارت اصل و لطافت طبع مستغنی از تحریر و بیان گویند که انقطاع و تجردش در مرتبه ای بود که روزی امیر علیشیر بحجره ی او درآمده آن منزل را چون خاطر محز
- شعر 10 | حاوی فضایل نفسانی و جامع اختیارات بدیع الصفات کمالات انسانی اصفهانی است در طب شاگرد نفیس مولانا صدرالدین علی شیرازی است بعد از آنکه مولانای مذکور مدتی در گیلان رشت بسر برده بودند ب
- شعر 11 | که قاسمی تخلص میکند از سادات جنابادست و از اکثر خوش طبعان ولایت خراسان بمزید علم و عبادت و فهم و فراست ممتاز و مستغنی است در شعر و عروض و معما سر آمد است از اولاد امیر سید جنابدیس
- شعر 11 | بافق قصبه ایست از قصبات ولایت کرمان و وی در ملک سخنوری و طلاقت بیان سحبان زمان لا تکلف تا اختر فضایلش بافق کمال برآمده از پرتو طلوع آن عرصه ساحت فصاحت روشن است و تا گلبن افضالش در
- شعر 12 | از سادات رضویست ولد امیر غیاث الدین عزیز است حضرت میر در فصاحت بی نظیر زمان و در بلاغت فرید دوران خود بود در شعر گفتن و شناختن مسلم روزگار فنایی تخلص میکرد این چند مطلع از اوست
- شعر 12 | از طبقات بلده المؤمنین قم است و از زمره ی غوایت مآب و الشعراء یتبعهم الغاوون زیرا که با وجود تمکن در مسند خیرالبرایا اکثر اوقات زبان به فحش و هجو میگشود و غایتش خالی از فضایل و خوش
- شعر 13 | ولد امیر سید شریف باقی است که ایشان نیز از اولاد سید شریف علامه اند امیر مذکور در سخا و کرم و بذل دینار و درم معروف و مشهور جهانست و در خلق و تواضع یگانه دوران و در علوم که موروثی
- شعر 13 | از طوایف معتبر قزوین است و در اکثر علوم معقول و منقول متین سلیقه شعرش جبلی و شیوه ی فضلش فطری است چنانکه از این دو بیت قصیده که در مدح حاکم گیلان گفته مبین میشود
- شعر 14 | میگویند که از نسل خواندیانست اول در کاشان متوطن بوده بواسطه بدنامی متوجه هند شده در آنجا بواسطه فضل ترقی تمام کرد چنانکه وکیل نظام شاه پادشاه هند شد اما در آنجا بر خلاف اعتقاد اهل
- شعر 14 | از طبقه حجازیه قزوین است و در آنجا مولانا امان جان مشهور بود وفاتش در شهور سنه خمسین و تسعمایه واقع شد این مطلع از اوست
- شعر 15 | برادر قاضی جهانست و در ملایمت طبع و چاشنی سوز محبت یگانه زمان و در قزوین ایشان را از سادات قاضی سیف الدینی میخوانند و قاضی میخوانند و قاضی سیف الدین که جد ایشانست از کبایر سادات و
- شعر 15 | مولد او از موضع خیارج قزوین است برادر زاده مولانا ادهم منشی است و در طب از شاگردان مولانا علاءالدین محمد است فی الواقع در علوم زحمت بسیار کشیده مدت ده سال با من بود و سه رساله یکی
- شعر 16 | پسر قاضی جهانست و هم در اوان جوانی وداع عالم فانی کرده این دوبیت از اوست
- شعر 16 | عنایت الله نام دارد اصفهانی است و طبعی تخلص میکند و در اکثر علوم وقوفی دارد مردی است خوش صحبت و آدمی است خوش طینت این دو مطلع از اوست
- شعر 17 | ولد قاضی روح الله مذکور است و در تحصیل علوم از خود به تقصیر راضی نیست امید که موفق باشد و گاهی نیز شعر می گوید این دو مطلع از اوست
- شعر 17 | اگر چه از ولایت کاشان است اما مدتها شد که اوقاتش در تبریز بطبابت میگذرد قصیده ای در باب فتح شیروان که در شهوسنه اربع و اربعین و تسعمایه اولیای دولت قاهره را دست داده بود گفته که از
- شعر 18 | دختر زاده قاضی جهانست در بعضی اوقات بملازمت صاحب قرانی سرافراز بود و در روانی طبع وحدت فهم ممتاز این مطلع از اوست
- شعر 18 | اکثر علوم متداوله را تتبع کرده و درکمال تقوی و طهارت است و در اجتناب از نامشروعات در میان ارباب ذکاء بوفا مشهور است و نزد اصحاب صفا بخوش طبعی مقرر و مذکور این مطلع از اوست
- شعر 19 | برادر کوچک میر عبدالکریم است ولد میر عبدالعظیم که احتیاج به تعریف ندارد و جوانیست در کمال صورت و سیرت و با وجود آنکه سن او از بیست تجاوز نکرده جامع اصناف فضایل و حاوی انواع استعداد
- شعر 19 | از ولایت کاشان است و در نجوم و طب و دیگر علوم صاحب وقوف است و در شعر هم بد نیست این مطلع از اوست
- شعر 20 | ولد خلیفه هدایت الله اصفهانی است از سادات بزرگ آنجاست جوانی متقی فاضل درویش نهاد است و همیشه رعایت اهل استحقاق می نماید و اغلب بدرس و افاده مشغولی می فرماید این رباعی از اوست
- شعر 20 | از ولایت خلخال عراق است و در مولویت و معما بین الأقران طاق این دو مطلع از اوست
- شعر 21 | مردی ملازمت دوست بود در اوایل صدر سلطان حسین میرزا گشته در شعر و انشاء خود را یگانه دوران خیال داشت و از جمله نتایج طبع او تاریخ فتوحات شاهی معارضه مهر مکتوب و دیباچه مرقع استاد
- شعر 21 | از علوم خصوصا طب باخبر است و از فنون و صنایع شعری نیز مخبر چنانکه در آن فن رساله ای تصنیف کرده این مطلع از اوست
- شعر 22 | از سادات اسفراین خراسان است شاعری شیرین گفتار نکته دان و سخن گذار بود در اوایل جوانی بعراق آمده بواسطه لطف طبع به مجلس سلطان یعقوب افتاد ترقی کلی او را دست داد پادشاه او را خسرو
- شعر 22 | از اردبیل عراق است و بقدر خوش نویسی دارد و خالی از فضیلتی نیست این مطلع از اوست
- شعر 23 | از تربت خراسانست و در زمان سلطان حسین میرزا قاضی القضاه هرات بود و بزر جمع کردن و امساک شهرت تمام داشت اما خالی از فضلی نبود و در شعر گوی مسابقت از اقران می ربود از تصانیف او اقتبا
- شعر 23 | از مردم معتبر شیراز بود و در میانه اهل فضل بخوش طبعی و ادراک ممتاز ولی تخلص میکرد این رباعی از اوست
- شعر 24 | برادر میر حسین کربلایی استسید آدمی متقی بود شعر بسیاری بخاطر داشت و خود نیز شعر میگفت در شهور سنه اربع و خمسین و تسعمایه فوت شد این مطلع از اوست
- شعر 25 | نهال اصلش از بوستان سادات تبریز است در خراسان نشو و نما یافته و از فنون قابلیت بهره مند گشته از غایت استقامت طبع الفاظش فصیح و محاوراتش ملیح است این مطلع از اوست
- شعر 26 | سیدی آدمی صفت و خلیق است در بعضی اوقات تولیت نصریه تبریز باو تعلق داشت حالیا احتساب ممالک محروسه بدو مرجوعست و در آن کار خطیر کمال کم آزاری را شعار خود ساخته و سلوک او با مردم بسیا
- شعر 27 | از سادات ابهر است اما در قزوین پرورش یافته است بقدر طلب طالب علمی کرده و در شعر و عروض و معما هم کوشیده در شعر شناسی مسلم است و در میان ارباب دیوانی از روی سنجیدگی و حسن معاش مقدم
- شعر 28 | از سادات ورامین است پدرش قاضی شکرالله مدتی مدید قاضی آنجا بود اما قاضی مشارالیه بعضی اوقات به کلانتری ری قیام نموده حالیا دامن از آن شغل مشکل در چیده است طالب علم خوب و شیرین کلام
- شعر 29 | برادر قاضی محمد است جوانی بی قید و بی تکلف و خالی از همتی نیست اما بی باک و راستگوست و از این واسطه بعضی مخادیم را با او میلی چندان نیست بعضی اوقات در خدمت حضرت صاحبقرانی می بود ام
- شعر 30 | ولد میر حکیمی طبیب است مرد عاشق پیشه و لوند مشربست و در فصاحت و بلاغت بی نظیر زمان دیوان غزل تمام کرده و در دیگر اقسام نیز شعر میگوید این ابیات از اشعار اوست
- شعر 31 | از خویشاوندان امیر محمد یوسف است و بسمت صلاح و تقوی مشهور در سنه اثنی و ثلاثین و تسعمایه در هرات فوت شد این دو مطلع از اوست
- شعر 32 | از سادات استر آباد است مولویتی داشت بشعر گفتن نیز همت میگماشت و در شعر تخلص او حزین است مدتی قاضی هرات بود در شهور سنه تسع و ثلاثین و تسعمایه بحکم عبید خان ازبک علیه ما علیه به بها
- شعر 33 | فندرسک بلوکی است از ولایت استرآباد خدمتش سیدی است در کمال صلاح و سداد در اکثر اصناف فضایل متین و در وادی خوش طبعی کلام بلاغت انجامش بغایت رنگین در غزل بی بدل و در قصیده عدیم المثل
- شعر 34 | از سادات ترمد است اول در خدمت همایون پادشاه منصب امیر شکاری تعلق بدو داشت و در آن ولا که پادشاه مذکور بنابر حادثه ای که در ذکر آن جناب بتقریب تحریر یافت از دارالملک هند متوجه ایران
- شعر 35 | از اکابر سادات عراق است و مولدش طیب آباد و از غایت طهارت اصل و قدمت دودمان احتیاج به تعریف و بیان ندارد پیش از این بدو سال به حج رفته بطواف حرمین شریفین مشرف گشت بعد از معاودت از ا
- شعر 36 | از سادات اصفهانست و تولیت مزار فایض انوار امامزاده زین العابدین که در شهر مذکور است تعلق بدو دارد و بقدر مولویتی دارد پیوسته نهال قامت سهی قدان در باغ دل میکارد و قواعد شعری صاحب و
- شعر 37 | عامی بود و عمر او به نود سال رسید در آن سن بشعر گفتن چندانی حریص بود که در محلی که برادرش فوت شده بود در تابوت نهاده می بردند او از عقب تابوت میرفت و شعر میگفت در تاریخ سنه خمس و ا
- شعر 38 | پسر امیر هادی مشهدی است بعد از پدر چند روزی در احتساب دخل میکرد اما بعد از عزل گوشه گرفت این مطلع از اوست
- شعر 39 | برادر میر راستی است مردی سپاهی وش ترک مشرب است چنانکه بعضی اوقات بنوکری ترکان قیام مینمود حال در تبریز متولی نصریه است و احتساب آنجا نیز متعلق باوست و دغدغه شاعری و خوش طبعی نیز دا
- شعر 40 | مشهدی است اما در شیراز می باشد گویند روزی مولانا حسین کاشی مطلعی بمیر خوانده میفرموده اند که این چیزی نبود که ما را از جای در آورد مونالا گفتند بلی چیزی که شما را از پای در آورد
- شعر 41 | اصلش از سادات نیشابور است مدت چهل سال در آستانه سلطان المشارق و المغارب اسدالله الغالب مطلوب کل طالب امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب می بود و حال بواسطه بعضی امور هجران آن آستان اعلی
- شعر 42 | از سادات صحیح النسب کاشان است و در شعر بقصیده گویی مایل بود در تتبع دریای ابرار امیرخسرو این بیت از قصیده اوست
- شعر 43 | پسر امیر مایلی مذکور است این مطلع از اوست
- شعر 44 | اسفراینی بود و در کلام و شعر دستی داشت طالب علم و خوش طبع و خوش فهم است این بیت از اوست
- شعر 45 | همدانی است و چون بیشتر اوقات از تناول بنگ بیخود است بیخودانه اعمال از او سر میزند چنانکه روزی در غلیان نشأه به مسجدی رفته در حالت نماز بنگ او را ربودند بعد از آنکه بیدارش کردند گفت
- شعر 46 | به رمالی مشغول بود و گاهی شعر مردم بنام خود میکند میگوید که این مطلع از من است
- شعر 47 | کدخدا و پیشوای آن مملکت است بسیار آدمی خلیق است و ملا و حکیم مشرب و در شعر نیز طبعش خوبست این مطلع از اوست
- شعر 48 | اسکو دهی است از نواحی تبریز و میر مذکور با سه برادر که ذکر ایشان بعد از این در سلک تحریر درمیآید در خدمت حضرت صاحبقرانی ترقی کلی کردند چنانکه در نوروز و عیدین که خلایق بپای بوس میآ
- شعر 49 | برادر امیر مذکور است و او نیز اندک طالب علمی و مولویتی دارد از او حیثیتی که مشاهده نمود اصول بود در رقص که با وجود گیسوها از او بد نمی نمود این مطلع از اوست
- شعر 50 | او نیز برادر سادات مذکور است و اول کلید دار کتابخانه حضرت صاحبقرانی بود در آخر بدان مرتبه رسید که میخواست وکیل شود و برادر بزرگ خود را صدر کند و برادر دیگر را مهردار اما چون پروانه
- شعر 51 | او نیز برادر خرد آن بزرگوار است و بسیار پیش خود بر پا و مدمغ و بواسطه شومی او برادران دیگر به عذاب گرفتار شدند
- شعر 52 | بحرفت قصابی مشغولی مینمود و در سخاوت مثل جوانمرد قصاب مشهور بود این مطلع از اوست
- شعر 53 | اصل او از سادات هزار جریب است اما در شهر سمنان به امر قضا اشتغال داشت این مطلع از اوست
- شعر 54 | از شهر ساوه بود و اوقات به بزازی صرف می نمود این مطلع از اوست
- شعر 55 | از سادات شهر قم است و سیدی آدمی صفت این مطلع از اوست
- شعر 56 | از بزرگ زاده های کرمان و کریمان زمانست این مطلع از اوست
- شعر 57 | از کاشانست و در رمل وقوفی دارد و سایر حالات و احوالش از این بیت و مطلع معلوم میتوان کرد که برای خود گفته
- شعر 58 | ساوه ایست ابدال وش و دیوانه طور میگردد این مطلع از اوست
- شعر 59 | از ولایت استر آبادست شعری که گفته بیشتر هجواست این دو مطلع از اوست
- شعر 60 | مولویتی داشت و مدتی بصدارت سلاطین آنجا قیام مینمود این مطلع از اوست
- شعر 61 | نور بخشی است و از خوش طبعان آن سلسله است و الحق طبعش در شاعری خوب افتاده دیوان غزل تمام کرده این دو مطلع از اوست
- شعر 62 | کاشانی است عطایی تخلص میکند در نقاشی و تصویر و تذهیب استاد بود این مطلع از اوست
- شعر 63 | نیز از سادات کاشانست دیوانه وش و سودایی مزاج بود جنونش او را بر کارهای عجیب وامیداشت نوبتی در پیش یکی از حکام گفته بود که بمن چنین نمودند که در قم در فلان ویرانه گنجی است و از آنجا
- شعر 64 | از کهنه شاعران کاشان بود این مطلع از اوست
- شعر 65 | او نیز از کهنه شاعران آنجاست این مطلع از اوست
- شعر 66 | از شهر کاشان است و بطبابت مشغول و در آن علم رسایل پرداخته و در حکمت عملی نیز رساله ای نوشته موسوم به اخلاق هاشمی و دیوان غزل هم دارد این مطلع از اوست
- شعر 67 | از کاشانست و به تجارت مشغولی دارد و در تیرگری و خوش نویسی مشهور است این مطلع از اوست
- شعر 68 | اگر چه اصلش از قم است اما در کاشان متولد گردیده و هم در آنجا بخیاطی اوقات میگذراند این مطلع از اوست
- شعر 69 | پسر امیر عبدالصمد مذکور است و بشعر شناسی مسلم اهل کاشانست این مطلع از اوست
- شعر 70 | وصی قاضی عبدالله است که از جمله سادات قاضی سیف الدین است و اجدادش در ری به امر قضا مشغول بوده اند و او نیز مدتی قاضی بود و از علم فقه و انشاء وقوفی داشت این مطلع از اوست
- شعر 71 | کاشانی است و از کمال شهرت در هجو و بی قیدی و وسعت مشرب و بی حیایی محتاج به تعریف نیست هفتاد سال است که اوقات عزیز را بدان خواری میگذراند این مطلع از اوست
- شعر 72 | که اکنون بر مسند قضای ری متمکن است پسر قاضی سید عبدالله است در طبیعت شعر و سلیقه انشاء و تتبع فقه مشهور است این مطلع از اوست
- شعر 73 | برادر زاده ی قاضی عبدالله مذکور است طالب علم خوب بود و در شعر هم گاهی فکری میکرد این مطلع قصیده از اوست
- شعر 74 | از سادات قاضی سیف الدین است و مرد گوشه نشین این مطلع از اوست
- شعر 75 | مولدش از شهر تون است و اوقات او به تجارت میگذرد و کریم الطبع است و بهر کس که شعر میخواند تا چیزی باو نمیدهد چیزی نمیخواند و شعر او را معانی خاص بسیار است این سه مطلع از اشعار اوست
- شعر 76 | از سادات ری است و متقی تخلص میکند وجه تسمیه او آنک در سن کهولت رساله عوامل نحو را میخواند و ظرفا او را بدین اسم مشهور ساخته انداکثر اوقات در خواب شعر میگوید این مطلع در تعریف مازند
- شعر 77 | متولی مزار امامزاده ی عالیمقدار سید عبدالعظیم رضی الله عنه است که در شهرری است پیش از تولیت شعری میگفت این رباعی از اوست
- شعر 78 | پسر سید مذکور است و او نیز مدتی در خدمتگاری آستانه می بود این مطلع از اوست
- شعر 79 | برادر امیر نورالله است و دغدغه شاعری دارد اما ناموزونست روزی در حضور بعضی از یاران بخواب رفته بود بعد از آنکه از خواب برخاست بی آنکه وضو سازد بنیاد نماز کرد یاران گفتندش که بی وضو
- شعر 80 | او نیز از سادات آنجاست و در تقوی و صلاح از عزیزان دیگر بهتر است و گاهی شعر میگوید و تخلصش عظیمی است این مطلع از اوست
- شعر 81 | پسر امیر عنایت الله متولی امامزاده عبدالعظیم است و خالی از حدت مزاجی نیست و شعر بسیار زیاد دارد این مطلع از اوست
- شعر 82 | شاهکی پدرش از سادات قم است اما او در ری می باشد و گاهی شعر میگوید این دو مطلع از اوست
- شعر 83 | برادر امیر هدایت الله مذکور است و مطلع فوق از اوست منظور بیت زیر است
- شعر 84 | برادر سید شاه میر است و جوانی فقیر این مطلع از اوست
- شعر 85 | از سادات ری است و بغایت سیدی فقیر این مطلع از اوست
- شعر 86 | از سادات شروان بود در انشاء خوب و خطش مرغوب شعر هم میگفت و تخلص فیضی داشت این مطلع از اوست و خوب گفته
- شعر 87 | از سادات اصفهان بود همیشه عمر در شرب مدام صرف مینمود این مطلع اوست
- شعر 88 | سید متقی و پرهیزکار بود این مطلع از اوست
- شعر 89 | در شهر خود به بقالی اوقات میگذراند این مطلع از اوست
- شعر 90 | از سادات سبزوار است برادر اعیانی
- شعر 91 | از سادات بدخشان بود و سیدی آدمی صفت است این مطلع در منقبت از اوست
- شعر 92 | از سادات رضوی است و اخلاق حمیده و اوصاف پسندیده بسیار دارد و در شاعری طبعش خوبست این مطلع از اوست
- شعر 93 | از سادات قزوین است این مطلع از اوست
- شعر 94 | از سادات حسینی شهر قزوین است سید متقی و پرهیزکار است و در مسجد جامع شهر مذکور امامت میکند تخلصش سایلی است این دو مطلع از اوست
- شعر 95 | از سادات شهر مذکور است و طالبعلم خوبست این مطلع از اوست
- شعر 96 | اصلش از اصفهان است اما در شیراز می بود اول در اصفهان بود قالبک زنی رخوت عورات میکرد اشعار رکیک او در میان مردم مشهور است و ایراد آن از مردمی دور بخراسان رفت و در آنجا بواسطه هرزه
- شعر 97 | ولد میر قاسم نجفی است که در استر آباد از مشاهیر بود بعضی اوقات در لباس سیه پوشان در آمد آقا شهاب زرگر را که از اعیان آنجا بود بقتل آورد حاکم آنجا او را مدتی گرفته محبوس بود بهمه حا
- شعر 98 | از سادات حسینی کاشان است پدرش به تولیت مزار بابا شجاع الدین فیروز که در شهر مذکور است اوقات میگذراند اما او را داعیه سپاهیگری شده به تیراندازی میل کرده و در آن کار استاد شده ترک وط
- شعر 99 | از حفاظ سبزوار است و خالی از لطف طبعی نیست این مطلع از اوست
- شعر 100 | از سادات قاضی سیف الدین است و بطلب علم اوقات میگذراند این بیت از اوست
- شعر 101 | از جمله سادات استر آباد است در شاعری رتبه شعر او بهتر از بسیاری از شعرای آنجاست و ملایی و خط او هم بد نیست این مطلع از اوست
- شعر 102 | از سادات نور بخشی است در یزد متوطن بود در شعر نصیبی تخلص میکرد این مطلع از اوست
- شعر 103 | از سادات حسینی گیلان است اما در قزوین مسکونست و عاشق جوانی شده شب و روز در خدمت جوانست و شبها در گرد کوی او پاس میدارد این مطلع از اوست و مناسب حال اوست
- شعر 104 | از جمله سادات سمنان بصباحت رخساری و لطافت گفتاری ممتاز و مستثنی است این مطلع از اوست
- شعر 105 | از سادات سیفی قزوین است جوان درویش نهاد نیکو اعتقاد است اوقات بکسب علوم می گذراند و طبعش از این شعر معلوم میتوان کرد
- شعر 106 | از سادات خراطی استر آباد بود امیر عماد نام داشت این اشعار از اوست
- شعر 107 | از سادات شیراز است و در صحافی و لاجورد شویی وقوفی دارد و میگویند که در ساز هم دستی میزند این مطلع از اوست
- شعر 108 | طالب علم نیکو اخلاق است و در اشعار تخیلات نیک دارد این مطلع از اوست
- شعر 109 | برادر زاده ی سید محمد ثانی است جوانی زیبا و خوش مشربست و خوش طبع و دل آور در خدمت حضرت صاحبقرانی است این مطلع از اوست
- شعر 110 | حاضری تخلص میکند از نقبای مشهد مقدسه است جوانی است بانواع فضایل آراسته و چون هنوز سن او از بیست نگذشته است امید هست که بمراتب بلند برسد در جواب این غزل مولانا جامی که گفته است
- شعر 111 | ولد سلطانعلی خواب بین است و وجه تسمیه میر مذکور چنین بود که هر کس را بهر طریق که میخواستی بخواب میدیدی اما میر افضل در سادگی بر عکس پدر واقع شده بود دیوان غزل ترتیب داده این مطلع
- شعر 112 | برادر میر مقبولی است که قبل از این مذکور شده در طلب علم زحمت کشیده و در رمل وقوفی دارد این مطلع و بیت از اوست
- شعر 113 | از اکثر فضایل بهره مند است و خط را نیز خوب مینویسد و در نواخت قانون روش خواجه عبدالله پیش گرفته و نغماتش با آهنگ و سنگین است این رباعی از اوست
- شعر 114 | مرد طالب علم متقی است و در علم موسیقی وقوف تمام دارد این مطلع از اشعار آن نادره گفتار است
- شعر 115 | از سادات اصفهانست و در طراحی و تصویر نادره زمان حالیا در خدمت حضرت صاحبقرانی پیشوا و مقتدای این طایفه اوست در جواب این مطلع جامی که گفته
- شعر 116 | اصلش از سادات هرات است اما در مشهد مقدسه رضویه نشو و نما یافته در خدمت مولانا سلطانعلی مشق نستعلیق کسی به از او نکرده و ننوشته و در سنه خمس و ثلاثین و تسعمایه بواسطه انقلاب خراسان
- شعر 117 | از سادات رضوی است جوانی درویش نهاد و متقی است و بقدر خود طالب علمی دارد و در شاعری طبعش بسیار خوبست دیوان غزل تمام کرده و در منقبت قصاید غرا دارد این چند مطلع از اوست
- شعر 118 | پسر میر سر برهنه است که چندگاه از جمله صدور سلطانحسین میرزا بوده اما بر عکس پدر میل ساز نموده در نواختن قپوز مهارتی تمام داشت این مطلع از اوست
- شعر 119 | از سادات منیع السادات نیشابور است و در خوش طبعی و رقت ذهن بغایت مشهور و خطوطش خصوصا نستعلیق بسیار خوب در محاورات و آداب صحبت مرغوب این مطلع از اوست
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}