غزل 143 | گلی که شرح غمم پیش او صبا بکند
گلی که شرح غمم پیش او صبا بکند
خوشست یک بیکش گر چو من ادا بکند
ز غمزه تو نیاید طریق دلجویی
جز اینکه قصد دل زار مبتلا بکند
به تندخویی آن مست بین که زاید تیغ
گه خرام اسیری گرش دعا بکند
بکشته غم هجر تو جز وصال چه سود؟
هزار بار مسیحا گرش دوا بکند
ز شیخ شهر طریق فنا نیافت دلم
مگر به پیر خرابات التجا بکند
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}