اوحدالدین کرمانی

شعر 147 | گر هست سعادتت چه شکّر چه شرنگ

گر هست سعادتت چه شکّر چه شرنگ

ور زانک شقاوت است چه صلح و چه جنگ

از هر چه ازو می رسدت از بدو نیک

تسلیم و رضا باید، ورنه سر و سنگ