اوحدالدین کرمانی

شعر 133 | گر یک نفس آن جان و جهان بتوان دید

گر یک نفس آن جان و جهان بتوان دید

عیش خوش و عمر جاودان بتوان دید

در آینهٔ رخش که روشن بادا

گردم بزنی صورت جان بتوان دید