اوحدالدین کرمانی

شعر 85 | افسوس که عمر رفت در گفت و شنید

افسوس که عمر رفت در گفت و شنید

وز نور وصال پرتوی نیست پدید

از عشق و حدیث عشق گویی ما را

بیش از هوسی و گفت و گویی نرسید