اوحدالدین کرمانی

شعر 34 | گفتم که شبی با تو توانم دم زد؟

گفتم که شبی با تو توانم دم زد؟

ابرو ز سر خشم خم اندر خم زد

گفتم بخرم به زر وصالت روزی

لعلی بگزید و گوهری برهم زد