غزل 13 | ای طاق دو ابروی تو محراب جبینها
متن کامل این شعر از شاهدی در غزلیات شاهدی.
ای طاق دو ابروی تو محراب جبینها
خاک سر کوی تو به از خلد برینها
گفتی که منم سرور و سرحلقه خوبان
ای شاه کسی نیست شک و شبهه درینها
از شرم لب لعل تو سرچشمه حیوان
اندر ظلمات است نهان زیر زمینها
با زلف و خط و خال و دو چشم و خم و ابرو
حسن تو برانگیخت بسی فتنه براینها
سرها همه شد خاک و تو آشوب جهانی
لطفی کن و بگذر به کرم از سر اینها
تا کی بکشم جور و جفاهای رقیبان
برکش ز میان تیغ و خلاصم کن از اینها
ای شاهدی ار یار ترا عهد و وفا نیست
خوش باش که اینها نبود عادت اینها
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}