غزل 26 | قدت سرو گفتیم و رویی نداشت
متن کامل این شعر از شاهدی در غزلیات شاهدی.
قدت سرو گفتیم و رویی نداشت
چو زلف تو هم مشک بوئی نداشت
فرات ار چه سیل در سیل بود
چو چشمم بسی جست و جویی نداشت
دل ریش من هر شبی تا سحر
بجز ذکر تو گفت و گویی نداشت
محیط ار چه در خویشتن غرقه بود
چو مژگان من آب رویی نداشت
بحسرت چو شد شاهدی زیر خاک
جز آن خاک کو آرزویی نداشت
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}