غزل 53 | تا دل نظری به حال خود کرد

متن کامل این شعر از شاهدی در غزلیات شاهدی.

تا دل نظری به حال خود کرد
جز درد و غم نگار خود کرد

گر خاک سری فدای تو شد
بگذر ز گناهش ار چه بد کرد

گر لعل تو را گزید جانم
بد کرد ولی به جان خود کرد

آن هم ز جنون عاشقی بود
کین دل شده دعوی خرد کرد

افسانه شیخ شاهدی را
در عشق فزودنش مدد کرد