غزل 69 | درد تو جان من به جز این تن نمیکشد
متن کامل این شعر از شاهدی در غزلیات شاهدی.
درد تو جان من به جز این تن نمیکشد
این بخیه غیر رشته و سوزن نمیکشد
دل را اگر چه نزد رقیبان بود دوا
سازد به درد و منت دشمن نمیکشد
بیسرو قد و سبزه خط و گل رخت
دل سوی باغ روضهٔ رضوان نمیکشد
روی تو آفتاب و به هرجا کشید تیغ
من سوختم ز حسرت و بر من نمیکشد
تا شاهدی به دیدهٔ دل دید روی یار
منت دگر ز دیدهٔ روشن نمیکشد
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}