غزل 74 | گرچه دل ز آتش هجران تو داغی دارد

متن کامل این شعر از شاهدی در غزلیات شاهدی.

گرچه دل ز آتش هجران تو داغی دارد
باز حال رخت از لاله فراغی دارد

همه شب شمع رخت روشنی دیده ماست
ای خوش آن کس که چنین چشم و چراغی دارد

ما و کوی تو و صوفی و بهشت و رضوان
هر کسی در خور خود میل به باغی دارد

پای در گل بودش یا بودش جان در تن
هر که چون لاله ز سودای تو داغی دارد

شاهدی چون به سخن بلبل باغ ارم است
کی کند گوش به فریاد که زاغی دارد