غزل 95 | چو روز فرقت آن مه وداع دل کردم

متن کامل این شعر از شاهدی در غزلیات شاهدی.

چو روز فرقت آن مه وداع دل کردم
نماند صبرم و جان هم ز پی گسل کردم

برای ساختن هانه بهر سکانش
تمام خاک رهش را به آب گل کردم

گسست رشته جانم چو از کشاکش عشق
به عقد زلف تو آن رشته مشتغل کردم

ز سرخ رویی اگر لاله دم زدی در باغ
به خون دیده ز روی تواش خجل کردم

هلاک شاهدی ای جان مکن به تیغ جفا
بکش به خنجر مژگان که من بحل کردم