غزل 96 | آن جان من و روان مردم
آن جان من و روان مردم
خون کرد روان ز جان مردم
چشم سیهش ز عین مستی
شد فتنه خاندان مردم
ذکر لب لعل شکرینش
شیرین شده بر زبان مردم
پیوسته خیال خال خطش
در دیده خون فشان مردم
ای شاهدی ار تو چشم داری
در دیده بجو نشان مردم
آن جان من و روان مردم
خون کرد روان ز جان مردم
چشم سیهش ز عین مستی
شد فتنه خاندان مردم
ذکر لب لعل شکرینش
شیرین شده بر زبان مردم
پیوسته خیال خال خطش
در دیده خون فشان مردم
ای شاهدی ار تو چشم داری
در دیده بجو نشان مردم
{{ metaLine }}
موردی نیست.
کتابخانهٔ آنلاین شعر فارسی است؛ هر شاعر صفحهٔ خودش را دارد و فال حافظ جداست.
از منو یا صفحهٔ فال حافظ یک غزل کامل تصادفی باز میشود.
از فهرست همین صفحه یا جعبهٔ جستجو.
{{ poet.description }}
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ card.plain_text }}
{{ falShareMsg }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ easyReadI + 1 }} / {{ couplets.length }}
{{ line }}
پایین، چپ یا فاصله: بیت بعد · بالا یا راست: بیت قبل · خروج: بستن
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}