غزل 112 | دل و جگر به غم تو کباب شد هر دو

دل و جگر به غم تو کباب شد هر دو
سرای دیده و دل هم خراب شد هر دو

شب فراق تو شد دیده‌ام چو دریایی
به رود و مردم چشمم حباب شد هر دو

علی الصباح به رویت چو دیده کردم باز
سواد دیده من آفتاب شد هر دو

ستون خیمه تن عشق گشت گیسویت
بگرد خیمه ز هر سو طناب شد هر دو

به قتل شاهدی آن غمزه بس تعلل کرد
مگر که نرگس مستت به خواب شد هر دو